امروز: پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۲۹
تعداد بازدید: ۸۳۷
وبلاگ"سر و گل"(دیرکوندها)"نوشت:

به جبهه آمدم تا بتوانم با اهدا خون خود دین خود را به اسلام ادا کنم. خدایا بمن لیاقت شهادت بده تا بتوانم نزد سرورم ابی عبداله سرافکنده نباشم و به آرزوی خود برسم و فرزند شایسته ای برای پدئر مادر و کشورم باشم.

کد خبر: ۱۰۳۴
تاریخ انتشار: دوشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۳ ساعت ۱۸:۰۸

به گزارش حرف لر به نقل از وبلاگ"سر و گل"(دیرکوندها)":

درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی

و درود به امت حزب اله و همیشه در صحنه 

من بر اساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم در راه الله و برای پاسداری از انقلاب کبیر اسلامی که خون بهای صدها شهید و مجروح است بطور داوطلبانه به جبهه آمدم و به جنگ علیه بعثیون مشرک و ضد خدا پرداختم و تنها هدفم از جبهه آمدن احیای دینم و تداوم انقلابم می باشد.

برای رسیدن به این هدف در بسیج شرکت کرده ام و خدا را به یاری می طلبم زیرا هدفم خدا مکتبم اسلام رهبرم روح اله است .هر قدمی که بردارم و هر گلوله ای که بطرف دشمن شلیک کنم و قلب سیاهش را هدف سازم خدا را بیاد آورم و هر گلوله ای که به تنم بخورد با یاد خدا دردش را که شیرین تر از شکر است تحمل می کنم.

به جبهه آمدم تا بتوانم با اهدا خون خود دین خود را به اسلام ادا کنم. خدایا بمن لیاقت شهادت بده تا بتوانم نزد سرورم ابی عبداله سرافکنده نباشم و به آرزوی خود برسم و فرزند شایسته ای برای پدئر مادر و کشورم باشم.

برادران و خواهران مسلمان:


چند نکته لازم می دانم با اینکه تکراری است اما جهت ساز است ذکر می کنم:

باید از رهنمودهای امام بزرگوار اطاعت و بآن عمل کنید زیرا فرمان او نشئت گرفته از پیامبیران و اسلام است .

وحدت را حفظ کنید زیرا رمز پیروزی است و همچنین فرصت به منافقین و ضدانقلابیون ندهید که بتوانند خدشه ای در راه تداوم انقلاب اسلامی وارد بکنند و خط نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی را تا به اهتزاز در آوردن پرچم اسلام بر تمام نقاط جهان ادامه دهید.

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار  

 الله کرم میردریکوند. اهواز 61/2/11

زندگی نامه شهید:  اله کرم میردریکوند فرزند: فضل اله محل شهادت: خرمشهر سال 61

شهید الله کرم را از همان کوچکیم صمیمانه دوست داشتم .

نگاهش گرم و صمیمی و صاف و بی منت بود.در کنارش بودن آرامش خاصی داشت که توصیفش سخت و دشوار به نظر می اید...

هنوز بعد از سالیان قیافه مصممش را با آن لباس چریکی اش در جلوی چشمانم بی هیچ سیاهی شفاف باقی مانده است،تصور نبودن و برنگشتنش را در ذهن خود نداشتم جنگ بود و هر روز خبر شهید شدن این و آن، عملیات خرمشهر موجی از شادی در سراسر ایران برپا کرد موجی که به درستی شایسته مردان این مرز و بوم بود...

اما چه کسانی این حماسه زیبای تاریخی را برای ملت ایران به ارمغان آوردند؟ آری بودند کسانی که جان عزیز خویش بر سر این آرمان گذاشتند و رفتند شهید الله کرم یکی از آن افراد بود.

زندگی نامه شهید به نقل از پدرش:

در منطقه گرمسیری جنوب شرق شهرستان پلدختر در محلی به نام تحت چان به سال 1341 شمسی اولین فرزند یک خانوده پا به عرصه وجود نهاد که پدرش او را نشانی از کرمٍ، خدای خود دانست و نامش را الله کرم گذاشت.

خانواده  کوچ رو و به فعالیت دامداری مشغول بودند لذا موفق به اخذ شناسنامه در همان سال تولد وی نشدند و به این علت سن قانونی شهید از سن شناسنامه اش بزرگتر بود... دوران کودکی اش در میان زندگی عشایری و کوچرویش ادامه پیدا کرد....

در دوران نوجوانی بسیار فعال و کوشا و کاری بودند به طوری که بسیاری از امورات مربوط به کشاورزی خانواده را انجام می داد...

در سال 1354 همراه خانواده به شهر خرم آباد مهاجرت و در روستای اسبستان ساکن و مشغول به  تحصیل شد...

به گواهی هم کلاسیها و معلمینش دارای استعداد فراوانی و هوش بالایی بودند. در سال 1356 به روستای ماسور مهاجرت و دوران راهنمایی را در مدرسه ماسور ادامه داده و در همان سالها با شناخت و علاقه زیاد به صفوف مبارزان انقلابی پیوست،بطوریکه در همان سال قبل از انقلاب به عضویت فعالیتهای مسجد و کانون های مذهبی درآمدند.

با آغاز جنگ تحمیلی با تلاش بسیاربه جبهه اعزام شدند، آنچنان عاشق رفتن به جبهه بود که کاملاً روحیه و رفتارشان عوض شده بود و دوستانش به او می گفتند که با این روحیه و چهره حتما شهید می شوید..

وی نمونه بارز و اسوه حسنه ای بود که به پدر و مادر و اقوام نیکی می کرد و در طول عمر شریفشان هیچ وقت با پدر و مادر حتی درگیری لفظی نداشته، احترام خاصی برای آنان قائل بود.

با تمام دوستان و اقوام بخصوص دائی هایش صمیمی و بیشتر اوقات را با آنها می گذراند((دایی هایش: دکتر جانباز علی میرهاشمی فرمانده اطلاعات عملیات سپاه سوم قدس، سردار شهید مصطفی میررضایی معاون عملیاتی لشگر 57 ابوالفضل، شهید علی محمد  مدیریت اتاق جنگ و...))در مراسمات عزاداری ائمه معصومین بخصوص امام حسین (ع) از فعالین بودند و علاقه ای خاص و عجیب به سالار شهیدان داشت در ماههای محرم که خیمه عزای امام حسین برپا بود شب ها همیشه نگهبانی تکیه را به عهده می گرفت، شب ها در تکیه و چادر عزاداری به سر می برد.

بسیار صبور و بردبار و آنچنان صبر و توکل بر خدا داشت که در برابر تمام مشکلات پیش آمده همیشه با راز و نیاز و نیایش مشکلات را حل می کرد .شهید یکی از فعالان و شرکت کنندگان در راهپیمایی های سال 57 بودند بطوریکه در روز 22 بهمن 57 با توجه به فعالیت و کوشش فراوان که داشتند خبر شهادتش را اعلام کردند و نامش را جز افزرادی که  در درگیری با نیروهای نظامی رژیم شاه به شهادت رسیده است اعلام کردند.

ایشان همچون تمام شهدا عشق و علاقه خاص به امام (ره)داشتند و مقلد ایشان بودند و در تمام حرکات و رفتارشان امام را رهبر و الگوی خود می دانستند و صحبت ایشان همیشه این بود که شهرها باید آزاد شوند تا مردم به خانه هایشان برگردندباید انقلابمان را با خونهایمان آبیاری کنیم.

باید اسلام زنده بماند..در عملیات بیت المقدس جمعی تیپ بدر بود که در مرحله اول عملیات خرمشهر مجروح می شود و به بیمارستان صحرایی اعزام می گردد که بعد از مداوا مجدداً به سرعت از بیمارستان به سوی جبهه رفته و در مرحله دوم عملیات پیروزمند خرمشهر در تاریخ 19/2/61 در نبردی تن به تن و شجاعانه به شهادت می رسد و جسم مطهرش در قبرستان خضر خرم آباد(بهشت10) در کنار دیگر همرزم شهیدش"سبزخدا دریکوند"به خاک سپرده می شود.

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 4
اکیر دریکوند
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۴
0
0
خاطره همه شهیدان همواره در یاد ما خواهد بود یادش گرامی باد
میردریکوندی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۵۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۳
0
0
سلام روزهای شیرین سالگشت آزادی خرمشهر فرا می رسد اما بودند فرزندان رشیدی که هرگز به خانه هایشان برنگشتند و جان خویش را در راه اسلام و وطن اهدا کردند...در وبلاگ به معرفی زندگینامه و وصیت نامه شهید الله کرم میر دریکوند که شجاعانه در خرمشهر شهید شد پرداخته شد امیدوارم در صورت صلاح دید در حرف لر به اشتراک بگذارید ممنونم گوشه ای از وصیت نامه شهید: آدرس وبلاگ http://mirderikvand.blogfa.com/ من بر اساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم در راه الله و برای پاسداری از انقلاب کبیر اسلامی که خونبهای صدها شهید و مجروح است بطور داوطلبانه به جبهه آمدم و به جنگ علیه بعثیون مشرک و ضد خدا پرداختم و تنها هدفم از جبهه آمدن احیای دینم و تداوم انقلابم می باشد. برای رسیدن به این هدف در بسیج شرکت کرده ام و خدا را به یاری می طلبم زیرا هدفم خدا مکتبم اسلام رهبرم روح اله است .هر قدمی که بردارم و هر گلوله ای که بطرف دشمن شلیک کنم و قلب سیاهش را هدف سازم خدا را بیاد آورم و هر گلوله ای که به تنم بخورد با یاد خدا دردش را که شیرین تر از شکر است تحمل میبکنم. به جبهه آمدم تا بتوانم با اهدا خون خود دین
رضا موسوی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۳۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۳
0
1
سلام روح و روان این شهید شاد باشد، افتخار همرزمی با این شهید را داشتم شهادت تنها مزد این شیر مرد بود روح همه شاد
پاسخ ها
admin
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۱:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۳
یاد همه شهداگرامی باد...


نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سرباز صفرداخلی
وبلاگ نویسان استان لرستان