امروز: دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۰۵:۰۵
تعداد بازدید: ۱۷۲۰
وبلاگ"لرها شگفت انگیزند"نوشت:

در مسیر افراد زیادی را می بینی که یا درحال برگشتن هستند یا در حال رفتن مثل خودت. جالب اینجا بود که چند خانم مسن و جوان از شهرستان آمده بودند و کوله هایشان بر پشت در حال طی کردن مشیر بودند بدون همراه آقا! کوهنوردهای حرفه ای معمولا کوله هایشان را خودشان حمل می کنند و نیازی به کمک گرفتن از چهارپایان نمی بینند...

کد خبر: ۱۴۶۶
تاریخ انتشار: پنجشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۶:۵۸

به گزارش "حرف لر  "به نقل از وبلاگ"لرها شگفت انگیزند":

بار و بندیل مان را بستیم و چون مسیر دریاچه بشدت گرم بود تصمیم گرفتیم غروب راه بیفتیم، نیمی از مسیر را باید اتومبیل طی می کردیم و نیم دیگر با الاغ وچهارپایان.

 

با ماشین تا سرچشمه رفتیم آنجا باید از مردم محلی که عموما بختیاری بودند، چهارپایی اجاره می کردیم تا وسایل مان را تا گهر برساند واقعا کسب و کار پر رونقی برای شان بود، هزینه اجاره هر الاغ چیزی حدود چهل الی پنجاه هزار تومان می شد.

 

یک پارکینگ بزرگ خودشان درست کرده بودند که ماشین های مسافران را تا زمان بازگشت محافظت می کردند، از قضا ان روزها هم چون چند تعطیلی پشت سرهم بود مسافران زیادی رهسپار گهر بودند و همه رقم خودرو ی مدل بالا و پایین از همه جای کشور پارک بود،  این را می شد از گوناگونی شماره پلاک ها فهمید.

 

وقت چانه زنی بر سر نرخ کرایه زبان بسته ها بود و خرکداران تا با کسی حال نمی کردند ذره ای تخفیف نمی دادند، هرچه از همشهری گری و دورودی بودن می گفتی بی فایده بود! یکی از همراهان برای گهر از پسوند دورود استفاده کرد و این به مذاق یکی از مسافران ازنایی خوش نیامد!

 -کی گفته بید،گهر مال دورود بید!؟

 همان دوست دورودی گفت: په مال کی بی!؟

 در این وقت یک مرد بختیاری گفت: زر مزنید مال ایما بی!؟

 با این حرف ها همه زدند زیر خنده و بر منکرش لعنت فرستادند!

 مسیر گهر آزمونی است برای سنجیدن استقامت هر فرد در برابر سختی ها! برای کسی که بار اول می رود کمی ناامید کننده و طاقت فرساست، مدام از همراهان می پرسد کی میرسیم؟ چقدر مانده است؟ ایا سختی هایش تمام شده است!؟ ولی چند بار که بروی دیگر خودت را با شرایط وفق میدهی وسعی می کنی از طبیعت بکر لذت ببری!

 

شاید آن لحظه بگویی کاش مسیر مهیای سفر با خودرو شود ولی مدتی بعد بشدت پشیمان می شوی و با خود می گویی که زیبایی اش به همین بکر بودن مسیر است و اگر اسفالته شود خدا می داند گهر چه ضررهایی خواهد دید و تازه لذتش به همین پیاده روی اش است. لذتش به هم صحبت شدن با رفقا و از هردری سخن گفتن است که در مواقع عادی نصیب مان نمی شود! هرچقدر که موبایل و رایانه و تکنولوژی ما را کم حرف کرده سفر در چنین مسیرهایی باعث میشود هرچه بر دل تنگت مانده را بر زبان بیاوری!

 

در مسیر افراد زیادی را می بینی که یا درحال برگشتن هستند یا در حال رفتن مثل خودت. جالب اینجا بود که چند خانم مسن و جوان از شهرستان آمده بودند و کوله هایشان بر پشت در حال طی کردن مشیر بودند بدون همراه آقا! کوهنوردهای حرفه ای معمولا کوله هایشان را خودشان حمل می کنند و نیازی به کمک گرفتن از چهارپایان نمی بینند...

 

از همه جا برای تفرّج به دریاچه آمده بودند اما از دو نقطه بیشر به چشم می امد اصفهان و خصوصا کرمانشاه! خیلی از کرمانشاهیان آن چنان که معلوم بود دلبستگی ویژه ای به گهر داشتند، یکی شان می گفت هر چند ماه یک بار به گهر می آید و با حالت خاصی می گفت ای کاش گهر مال ما بود!

 

وضعیت دریاچه گهر آن چنان که شایسته مسافرانش باشد نیست، هرچند شهرداری دورود و محیط زیست استان زحمت بسیار برای آن جا کشیده است اما در این میان دست تنها مانده اند و رسیدگی بیشتری لازم دارد و نهادهای متولی آن چنان که شایسته باشد به انجا نمی رسند.

 

رفتار و گفتار مسافران کرمانشاهی از فرهنگ بالای ساکنان این شهر کهن خبر می دهد همشهریان شیرین و فرهاد بسیار خوش صحبت و خونگرمند آن ها عاشق کوهنوردی اند و من در مدتی که با ایشان دم خور بودم بسیار رفتار محبت آمیزی دیدم، در کوه اعتقاد داشتند همه هم سفره هم هستند و همین اعتقاد زیبا باعث می شد از دیگران دستگیری نمایند.

 

من همیشه گمان می کردم ما دورودی ها خدای مرام و معرفت هستیم اما ظاهرا از این سفره مرام و معرفت کرمانشاهیان هم کم برنداشته اند در کوه معمولا آدم نیاز به وسیله ای پیدا می کند و بچه های کرمانشاه واقعا مضایقه نمی کردند . چادر کناری ما چند فرهنگی بازنشسته کرمانشاهی بودند که در عین سن بالایی که داشتند هزار ماشاله جواندل و چالاک بودند نکته جالب این بود که فارسی سخن می گفتند در واقع فارسی را با لهجه شیرین کرمانشاهی صحبت می کردند یکی از دوستان ما که لکی وارد بود باایشان به لکی سخن می گفت اما آن ها به فارسی کرمانشاهی پاسخش را می دادند!

 

به هرحال شاید عمری اموزگاری و تدریس باعث محبت ایشان به زبان فارسی شده بود که ترجیح می دادند با هم و با دیگران فارسی سخن بگویند و هیچ کس را ملامتی نیست که با زبانی که خوش دارد سخن بگوید هرچند هیچ زبانی زبان مادری نمی شود!

 

شب های گهر آدم احساس عجیبی دارد دریاچه و زیبایی خیرکننده اش گویی که به آسمان پرستاره متصل شده باشند تابلوی زیبایی هنری را در پیش چشمانت به تصویر می کشد، آدمی اهل دل هم که باشد دیگر روح وروان از التذاذ شگرفی لبریز می شود. کمی که از شب گذشت چند جوان کرمانشاهی که طبق عادتشان باخود دف و تار اورده بودند عطر موسیقی را در فضای گهر طنین انداز کردند و جالب این بود که هم فارسی می خواندند و هم کردی و لری! واقعا هم در کارشان استاد بودند، همه را به وجد می آوردند و کمی که سکوت می کردند ناگهان صدایی از قایقی که در دریاچه سیر می کرد بلند می شد و مردی خوش صدا ترانه زیبایی می خواند که واقعا به دل می نشست و صدای احسنت از همه جا بلند می شد!

 

و بعد از این همه هنرنمایی ناگهان سکوت مطلق فضا را پر می کرد سکوتی لبریز از آرامش که آدمی را به خیالات دور و دراز می برد البته اگر اهل تفکر باشی و که چه بهتر میشود همپای دانشمندان توهم به مسئله ای علمی بیاندیشی لیکن ما به خاطرات دور خیالمان پرواز کرده بود!

 

گهر رفت و خاطراتش ماند برای ما! بچه های باصفای کرمانشاه و دف زدن و نوای موسیقی و سروصدای نیمه شب گرازها و جیغ وداد شناگران و بختیاری های مهربان و سخت کوش و شب های آرام و پرستاره و تلاقی با مسافران دیگر در مسیر و ...  محال است ازیاد مسافران برود. جالب این است خیلی از افراد وقتی خسته بازمی گردند خصوصا وقتی گردنه پنبه کار را پشت سر می گذارند باخود عهد می بندند که دیگر برنگردند اما مدتی بعد دلشان بازهم هوایی می شود!

نشریه فرهنگی و اجتماعی لور - حمید لطفی

 انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 14
مجید مجیدی
|
United States
|
۰۴:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۷
0
0
سلام من که هنوز گهر نرفتم امادوست ندارم را ه ماشین به این منطقه زیبا باز شود
مجید مجیدی
|
|
۰۴:۲۹ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۷
0
0
سلام من که هنوز گهر نرفتم امادوست ندارم را ه ماشین به این منطقه زیبا باز شود
سفیر افلاک
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۲:۲۸ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۰
0
1
http://safireaflak.ir/fa/news/26366/
سید
|
UNITED STATES
|
۱۲:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۸
0
1
ایشاله هفته دیگه عازمم جای شما رو خالی میذارم
پاسخ ها
admin
| IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF |
۰۳:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۸
ایشالله موفق و سربلند باشید...

صبا
|
UNITED STATES
|
۱۲:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۸
1
1
من خیلی دوست دارم گهر برم اما واقعا مسیرش طاقت فرساست یعنی نمی تونن یه راه ماشین رو براش بکشن
مازیار
|
UNITED STATES
|
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۸
0
2
اقای دوستی اتفاقا همون بهتره بکر بمونه وگرنه میشه مثل پارک !
گرجی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۲:۲۱ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
0
1
سلام با مطلب جدید در ندای اشترانکوه بروزم
دوستی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
0
3
امیدوارم شرایط مساعدتری برای سفر به گهر فراهم شود با نظر جناب لطفی در مورد بکر بودن مسیر موافق نیستم ومعتقدم دیر یا زود باید مسیر اسفالته شود و چه بهتر الان این امر میسر شود
اصفهانی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
1
2
خداییش گهر متعلق به هیچ شهر خاصی نیست من خودم چون رفتم میگم درست کاروبار اداریش با دوروده اما گهر بزرگتر از اونه که متعلق حتی به استانی باشه هرچند حمیدخان زیرکانه از ماجرا گذشته . من اصفهانی یا اون کرمانشاهی هم همون قدر حق از گهر داریم که حمید وهمشهریاش
parisa
|
UNITED STATES
|
۱۱:۴۸ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
0
2
خیلی جالب بود کاش شرایط جور میشد ما خانوما هم می تونستیم بریم من که از خوندنش لذت بردم
حسین بهداروند
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
0
1
تقاضا دارم جناب لطفی بیطرفی کامل رو در نوشته جاتشون رعایت بفرمایند باور کنید برای اولین بار هست که می بینم مثلا از کرمانشاهیان خوب نوشتن امیدوارم ادامه دار باشد!
یاراحمدی
|
UNITED STATES
|
۱۱:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
0
2
ایول به همه بچه های بامعرفت دورودی
علمدار الیگودرزWWW.heyatalamdar.ir
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۱:۳۳ - ۱۳۹۳/۰۵/۱۷
0
0
سلام استفاده کردیم منتظر حضورتون در سایت هستیم دانلود مداحی های هیات علمدار الیگودرز درwww.heyatalamdar.ir بچه های علمدار

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سرباز صفرداخلی
وبلاگ نویسان استان لرستان