امروز: دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۴۳
تعداد بازدید: ۵۸۸

به اولین تابلو برخوردیم، که با تابلوهای دیگر فرق داشت.تازه فهمیدیم قضیه از چه قرار است.

کد خبر: ۲۵۰۴
تاریخ انتشار: دوشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۰۶

به گزارش "حرف لر " به نقل از وبلاگ"سرزمین نور":

 

یکی از همرزمان شهید حاج یدالله کلهر تعریف می کند:

در سوریه همین طور که با ماشین حر کت می کردیم و از چند پست نگهبانی گذشتیم، متوجه نشدیم که آخرین پست بازرسی را هم رد کرده و به خط مرزی رسیدیم.

 آخرین پست ایست بازرسی، که متعلق به اسرائیل بود.

به خاطر این که یکی از نیروهایشان قرار بود رد شود، باز بود و ما آن را هم رد کردیم.

 البته وقتی از آن جا عبور کردی، .مامورین سوری فریاد می زدند:

اسرائیل، اسرائیل؛ اما ما توجهی نکردیم.

تا این که به اولین تابلو برخوردیم.که با تابلوهای دیگر فرق داشت.تازه فهمیدیم قضیه از چه قرار است.

 راننده سریع مسیر ماشین را عوض کرد، همه دستپاچه شده بودیم.

 در این بین حاج یدالله که مثل همیشه آرام بود و می خندید،گفت:«بابا، حالا که تا این جا اومدیم، بر گردیم چند تا اسرائیلی رو بکشیم که لااقل دست خالی بر نگردیم.»

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
انتشار یافته: 2
مهدی
|
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۴/۱۱/۲۰
0
0
جالب بود^_^
حرف تو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۱/۱۷
0
0
http://harfeto.ir/?q=node/41279

نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سرباز صفرداخلی
وبلاگ نویسان استان لرستان