امروز: چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۴:۱۲
تعداد بازدید: ۵۴۵
وبلاگ"حرم..."منتشر کرد؛

شما را به خدا قسمتان می دهم، ماهواره ها را جمع کنید! زندگی ام در حال نابودی است… جوان ۲۵ ساله در حالی این جملات را به زبان می آورد بغضش ترکید و....

کد خبر: ۲۷۹۸
تاریخ انتشار: شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۴۱

به گزارش حرف لر  به نقل از وبلاگ به نقل از وبلاگ"حرم...برخی از داستان های واقعی که در خانواده ها اتفاق افتاده است اشاره می کنیم تا تلنگری باشد برای خانواده هایی که خواهان خرید ماهواره و آوردن این مار سمی به خانه خودهستند تا شاید از این کار خود صرف نظر کنند، البته باید بدانید که ماهواره فارغ از باورهای مذهبی منجر به كاهش و تلطيف اثرات مخرب مفاهيمي همچون خيانت ، روابط جنسي آزاد و بي قيد و شرط ، طلاق و جدايي، ايستادگي در برابر والدين و قوانين خانواده در ذهن مخاطب ، و برداشت غلط از مضاميني همچون آزادي زنان يا برابري زن و مرد در جامعه می شود.

تماشای ماهواره عامل طلاق یک زوج جوان شد

 زن جوان نفس عمیقی کشید و افزود: چند ماه دیگر هم گذشت و منصور روز به روز نسبت به مسائل اعتقادی و تعهدهای زناشویی مان بی تفاوت تر می شد تا این که فهمیدم با زن دیگری نیز ارتباط برقرار کرده است.

تماشای یکی از شبکه های ماهواره ای که فیلم ها و سریال های خانوادگی را پخش می کرد، باعث شد تا آتش به زندگی ام بیفتد و شوهرم را از دست بدهم.

من خودم از همسرم خواستم تا یک دستگاه ماهواره بخرد و تصور می کردم با این وسیله سرگرم خواهم شد، اما اعتراف می کنم که اشتباه کرده ام.

زن جوان در مرکز مشاوره پلیس خراسان رضوی افزود: با ورود ماهواره به زندگی ام، شوهرم در مدت کوتاهی تغییر کرد و توجه بیش از حد او به فیلم هایی که در آن خیانت همسران به همدیگر عادی جلوه داده می شد، آزارم می داد.

من پس از گذشت ۶ ماه از شوهرم خواستم این دستگاه لعنتی را از جلوی چشمانم دور کند ولی او زیر بار نرفت و کم کم به دیدن فیلم های بی محتوا و مبتذل اعتیاد پیدا کرد.

روزی که فهمیدم همسرم با زنی نامحرم ارتباط مخفیانه برقرار کرده است خیلی دلم گرفت و از او به دلیل این کار خطا توضیح خواستم. شاید باورتان نشود مردی که روزهای اول زندگی مان ابراز عشق و علاقه می کرد، خیلی راحت سعی داشت کارهای خودش را مانند آن چه از فیلم های کثیف یاد گرفته بود عادی نشان دهد و حتی به نوعی از حرف هایش متوجه شدم که دنبال هوس بازی و عیاشی است.

تحمل این وضعیت برایم خیلی دشوار بود و دوباره با شوهرم گفت وگو کردم و به او گفتم اگر به راستی قصد ازدواج مجدد داری مردانه حرف دلت را بگو و خودت را گناهکار نکن. اما منصور که شرم و حیا را در وجودش قربانی هوس های شیطانی خود کرده بود، به چشمانم خیره شد و خیلی بی شرمانه مرا با بازیگران چند فیلم شرم آور مقایسه کرد و از تیپ و قیافه ام ایراد گرفت.

شنیدن این حرف ها برایم خیلی شکننده بود و مدتی تحت نظر یک مشاور قرار گرفتم تا اگر ایراد و ضعفی دارم برطرف شود اما افسوس که منصور در بیراهه هوس های خودش سردرگم شده بود و هیچ نتیجه ای نگرفتم. من به پیشنهاد یکی از دوستانم تصمیم گرفتم از شوهرم انتقام بگیرم و با این تفکر احمقانه متاسفانه با پسر جوانی که برای تنظیم و نصب دستگاه ماهواره به خانه ما رفت و آمد می کرد ارتباط برقرار کردم و . . . .

نمی دانم چرا زندگی ام این چنین از هم پاشید و به جایی رسید که دیگر من و منصور راه برگشتی نداریم.

رفتن حیا درخانه با ماهواره

روز به روز بدتر و بهانه گيرتر مي شد. من و شوهرم واقعا نمي دانستيم با اين بچه ناسازگار چه کار کنيم و تصور مي کرديم او نسبت به خواهر کوچکش حسادت مي کند به همين خاطر برايش هديه و کادوهاي زيادي مي خريديم، اما هيچ نتيجه اي نگرفتيم تا اين که چند روز قبل فهميدم او با پسري جوان ارتباط تلفني دارد

با روشن شدن اين واقعيت تلخ سرم سوت کشيد و دنيا جلوي چشمانم تيره و تار شد. شيرين که متوجه شده بود فهميده ام مرتکب چه اشتباهي شده است و فکر مي کرد مي خواهم تنبيهش کنم به طور مرموزانه اي ناپديد شد و غيبت ۱۰ ساعته او قلب من و شوهرم را به درد آورد.

نمي دانم چرا دختر ۱۱ ساله ام...؟. پس از اظهارات زن جوان دختر بچه ۱۱ ساله اش در گفت وگو با کارشناس اجتماعي کلانتري ۱۸ مشهد اظهار داشت: تا قبل از تولد خواهر کوچولويم بابا و مامان من را خيلي دوست داشتند و در کنارشان مي خوابيدم.

 اما آن ها خيلي چيزها را رعايت نمي کردند و وقتي مي ديدم به همديگر ابراز محبت و علاقه مي کنند احساس بسيار بدي نسبت به هردويشان پيدا مي کردم و عذاب مي کشيدم.

من حتي از نوع لباس پوشيدن بابا و مامانم در خانه بدم مي آمد و وقتي که آن ها فيلم هاي زشت ماهواره اي تماشا مي  کردند خيلي ناراحت مي شدم. بابا و مامان نمي دانستند که من ديگر بزرگ شده ام و فکر مي کردند هنوز هم بچه هستم. شيرين پس از مکث کوتاهي افزود: از مدتي قبل با برادر همکلاسي ام که ۱۷ ساله است دوست شدم و روزي که مامانم متوجه شد چه اشتباهي کرده ام از خانه فرار کردم ولي چون نمي دانستم کجا بايد بروم توي يک پارک نشسته بودم و گريه مي کردم که پليس مرا پيدا کرد و... .

شیطان آرام

شما را به خدا قسمتان می دهم، ماهواره ها را جمع کنید! زندگی ام در حال نابودی است… جوان ۲۵ ساله در حالی این جملات را خطاب به ماموران کلانتری طرقبه می گفت که بغضش ترکیده بود. او در میان  های های گریه ادامه داد: زن ۴۵ ساله ای را که به اتهام رابطه و مواد مخدر دستگیر کرده اید مادر زن من است اما همسرم نیز مانند مادرش و به تقلید از فیلم های ماهواره ای زندگی را برای من به جهنمی سوزان تبدیل کرده است دیگر نمی توانم او را با این گونه وضعیت بدحجابی تحمل کنم.

دختر محجبه ای که ۳ سال قبل با او ازدواج کردم اکنون مروج بی بند و باری شده است و افکار شیطانی او عذابم می دهد.وقتی با او آشنا شدم مانند من در دانشگاه تحصیل می کرد و دختری با حیا و با حجاب بود اما چون پدرش کارگر ساده ای بود آن ها در یکی از شهرک های حاشیه ای مشهد زندگی می کردند و من به خاطر این که خانواده ام با ازدواج ما مخالفت نکنند، یک واحد آپارتمان ۵۰ متری در یکی از نقاط معروف مشهد برایشان خریدم و بدین ترتیب آن ها به محل جدید اسباب کشی کردند و ما با هم ازدواج کردیم. چند ماه بعد با اصرار مادرزنم و به خاطر این چشم و هم چشمی  که همسایگان مجتمع «ماهواره» داشتند آن ها هم متاسفانه دیش ماهواره را پشت بام منزل نصب کردند.

مدتی بعد مادرزنم با تبلیغات واهی «لاغری» به کلاس های بدنسازی رفت و از داروهایی که برای لاغری در ماهواره تبلیغ می شد استفاده کرد اما چند ماه از این ماجرا نگذشته بود که متوجه شد به داروهای مذکور معتاد شده است از آن روز به بعد و با راهنمایی یکی از دوستانش که در کلاس های بدنسازی با او آشنا شده بود به مصرف «شیشه» روی آورد و برای تامین مخارج مواد مصرفی اش با فروشنده «شیشه» رابطه داشت و بدین ترتیب پای او به لانه های فساد باز شد که ماموران برای دومین بار او را دستگیر کردند اما در این میان متاسفانه همسر من هم با تاثیرپذیری از فیلم ها و سریال های ماهواره ای دیگر نماز و روزه را کنار گذاشته و به زنی بدحجاب و بی بند و بار تبدیل شده است. در طول دوران نامزدی ۲ بار او را طلاق دادم اما هر بار با دخالت خانواده و بزرگ ترها و همچنین به امید روزی که همسرم متوجه اشتباهاتش شود دوباره با هم ازدواج کردیم و این بار سوم است که برای آخرین بار او را به عقد خودم درآوردم اما باز هم می بینید که وضعیت این زندگی با وجود شیطان آرامی مانند «ماهواره» هیچ تغییری نکرده است. شما را به خدا، این شیطان هایی را که پشت بام «انسانیت» لانه کرده اند جمع کنید!

انحراف شوهرم در قبال تماشای شبکه های ماهواره های

به پدرم گفتم درست است که من و احمد با هم بزرگ شده ايم اما او حرکات و رفتار عجيبي دارد و بهتر است قبل از آن که جوابي بدهيد کمي تحقيقات کنيد. مادرم از شنيدن اين حرف ناراحت شد و پدرم نيز با لبخندي گفت: دخترجان، من يک سر و هزار سودا دارم و فرصت نمي کنم دنبال اين مسخره بازي ها بروم. براي همين هم بايد با پسرخاله ات که او را کاملا مي شناسيم ازدواج کني.

پس بهتر است لگد به بخت خودت نزني.زن جوان در مرکز مشاوره پليس خراسان رضوي افزود: در اين شرايط من و احمد ۷ ماه قبل با هم ازدواج کرديم اما حدسم درست از آب درآمد و روي خوش زندگي را نديدم چون بعد از گذشت يک ماه متوجه شدم شوهرم با دختري رابطه دارد و همچنين به هيچ قيمتي حاضر نيست دست از رفيق بازي بردارد و حمايت هاي مالي پدرش نيز او را آدم بي اراده و مفت خوري بار آورده است.

من از ترس پدرم چيزي نگفتم و تصور مي کردم به مرور زمان مشکلات ما حل خواهد شد ولي او اشتباهات زيادي کرده و در اين مدت واقعا آزارم داده است تا جايي که از خانه فراري شده ام.راستش را بخواهيد شوهرم تمام اوقاتي را که در خانه است به تماشاي فيلم هاي شرم آور بعضي از کانال هاي ماهواره اي يا سي دي هاي مستهجن مي گذراند و مرا نيز با تهديد و توسل به زور وادار مي کند که اين فيلم هاي شرم آور را نگاه کنم.

او از روابط زناشويي و زندگي مشترک نيز برداشت بسيار غلط، ناآگاهانه و ناشايستي دارد من در شرايطي هستم که نسبت به اين مرد احساس ترس عجيب و تنفر عميق پيدا کرده ام. مي خواستم کمي با مادرم درد دل کنم اما او هم منظورم را نفهميد و گفت: حيف از پسر خواهرم و اين زندگي مجلل! ديروز غروب از خانه فرار کردم و ديشب در خانه عمويم بودم. احمد که رد مرا پيدا کرده بود به آن جا آمد و تا جايي که مي توانست کتکم زد. از اين زندگي خسته شده ام و مي ترسم به خانه برگردم...

انتهای پیام/

مطالب مرتبط:
برچسب ها: وبلاگ ماهواره 
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سرباز صفرداخلی
وبلاگ نویسان استان لرستان