امروز: سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۳۶
تعداد بازدید: ۵۰۴

زندگی چمران سراسر آموزش است،آموزش رسیدن از فرش به عرش و خروج از پستی و ورود به عزت است.

کد خبر: ۲۸۹۵
تاریخ انتشار: سه شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۰۸:۵۲

به گزارش حرف لر ،چمران این چشمه معرفت  راز انسانیت  و  نظاره‌گر پروردگار بودن را به نمایش گذاشت،او ندایی را از دل هر ذره و از زبان هر موجودی می‌شنید که می‌گفت: ای انسان تو محبوب منی دنیا را به خاطر تو خلق کرده‌ام و تو را بر صورت خود آفریده‌ام و از روح خود در تو دمیده‌ام و حتی جبرئیل بزرگ‌ترین فرشتگان قادر نیست با تو هم‌طراز شود زیرا بالش می‌سوزد و از طیران به معراج بازمی‌ماند.

ای انسان تنها تویی که زیبایی را درک می‌کنی، جمال و جلال و کمال تو را جذب می‌کند تنها تویی که خدای را با عشق نه با جبر پرستش می‌کنی تنها تویی که در تنهایی نماینده خدا شده‌ای...

ای انسان تنها تویی که قدرت و خلاقیت خدا را درک می‌کنی تنها تویی که غرور می‌ورزی و عصیان می‌کنی و لجوجانه می‌جنگی و شکسته می‌شوی و رام می‌گردی و جلال و جبروت خدا را قادری بپیمایی و ثابت کنی که افضل مخلوقاتی تنها تویی که با کمک بال‌های روح به معراج می‌روی تنها تویی که زیبایی غروب تو را مست می‌کند و از شوق می‌سوزی و اشک می‌ریزی .

ای انسان خلقت در تو به کمال رسید و کلمه در تو تجسد یافت و زیبایی با دیدگان زیبابین تو ظهور کرد و عشق باوجود تو مفهوم و معنا یافت و خدایی خود را در صورت تو تجلی کرد؛ای انسان تو مرا دوست می‌داری و من نیز تو را دوست می‌دارم تو از منی و به من بازمی‌گردی.

و چمران به پیروی از این ندا عشق را هدف حیات خود قرارداد او انسانیت خویش را  در پستی خاک جا نگذاشت بلکه عظمت روح را بر فرق ماده کوبید از قیدوبندهای این زمین سراسر خاک آزاد گردید و تمام هستی خود را عاشقانه درراه محبوبش قربانی نمود و قبل از پرواز عارفانه خود به‌سوی محبوبش در آخرین دست‌نوشته‌ها جواب سؤالاتمان را خلاصه بیان کرد که :

«احساس می‌کنم این دنیا دیگر جای من نیست با همه وداع می‌کنم می‌خواهم فقط باخدای خود تنها باشم خدایا از عالم و عالمیان می‌گریزم . به‌سوی تو می‌آیم»

 دست‌نوشته‌ای از شهید چمران :

گهگاه آدمی می‌خواهد شهید بشود اما فرصت پیدا نمی‌کند!

مثلاً در ارتش طاغوت جنگ در صفار یا با عراق یا دیگران اولین سؤالی که به فکر آدمی خطور می‌کند ای است که به خاطر چه کسی و به خاطر چه چیزی می‌جنگد و چرا کشته می‌شود؟

در طول دوران طاغوت برای منفعت و مصلحت طاغوت می‌جنگید و برای آنکه مصالح آمریکا را در منطقه تأمین کند و کشته شدن در آن روز شهادت نبود درراه طاغوت بود نه درراه خدا و برای آمریکا و صهیونیسم بود نه برای ملت

شهید شرایطی دارد:

  1. به خاطر خدا باشد
  2. ولی‌فقیه یا امام یا نائب امام فرمان داده باشد
  3. درراه دفاع از ملت و میهن و عقیده باشد

امروز این شرایط صدق می‌کند و راه برای شهید شدن باز است

راه آسمان‌ها راه خلود راه ابدیت راه سعادت اخروی به‌سوی انسان‌ها بازشده است که برای قرن‌ها امکان نداشت.

شهید دکتر مصطفی چمران

و اما امروز...

دنیا و همه‌ی دنیا در مقابل انقلاب اسلامی ایستاده است و ما با دنیا طرفیم  و ارتش ما در شرایط سخت و نابرابر با محاصره اقتصادی با همه فشارهای سیاسی و تبلیغاتی در مقابل دو ابرقدرت و دست‌نشانده‌های آن‌ها می‌جنگد.

امروز ارتش بر پای خود ایستاده است، افتخار خلق می‌کند و درراه انقلاب اسلامی و ملت خود و آب‌وخاک خود جانبازی می‌کند و نقشی را که وظیفه طبیعی ارتش است را ایفا می‌کند و نشان می‌دهد که شایسته یک شخصیت تاریخی و انقلابی است نوکر آمریکا بودن در زمان طاغوت که هنری نیست.

هنر وقتی است که یکه و تنها بر پای خود در مقابل همه‌ی دنیا بایستی و دست رد بر سینه‌ی ابرقدرت‌ها بزنی و افتخار و شرف خود را به هیچ‌چیز نفروشی و جان شیرین خود را بدهی تا آزادی و استقلال میهن خود را برای نسل‌های آینده تأمین کنی.

در زمان طاغوت ارتش نوکر و دست‌نشانده‌ی آمریکا و صهیونیسم بود و اگر عراق را می‌زد یا انقلاب ظفر را سرکوب می‌کرد شجاعتی نبود و هنری نداشت نوکر اجنبی بودن که افتخار و غرور خلق نمی‌کند اما غرور سربازی و افتخار انسانی وقتی حاصل می‌شود که باقدرت ایمان و اسلحه  شهادت ابرقدرت‌ها را از میهن خود بیرون بریزی و یکه و تنها در مقابل طاغوت‌ها بایستی و با هرچه ظلم و فساد است بستیزی و پشتیبان محرومان و مستضعفان دنیا باشی ارتش  نجات‌بخش ملت‌ها و ستم دیدگان باشی و پیروزی عدل و حق را بر سرتاسر عالم نوید دهی.

این است معرکه ذلت و شرف

جایی که دیگر مرگ وزندگی مطرح نیست زنده ماندن مهم نیست شهید شدن مهم نیست مسئله شرف و رسالت و تعهد و مسئولیت است آنجا که اقتضا می‌کند آدمی کشته شود ولی زنده به دست دشمن نیفتد شرف و افتخار سربازی ایجاب می‌کند که همه بودونبودها و همه هستی را فراموش نماید

راستی که معیارها عوض می‌شود خوبی‌ها و بدی‌ها تغییر می‌یابد لذت و درد پیروزی و شکست حیات و ممات بی‌ارزش می‌شوند.

مطالب مرتبط:
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سرباز صفرداخلی
وبلاگ نویسان استان لرستان