امروز: شنبه ۷ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۳۹
تعداد بازدید: ۱۳۶

بزرگترین دلیل روی آوردن دختران به اینگونه ازدواج ها، نبود اشتیاق و تمایل مردان جوانبه ازدواج است که خود دلایل بسیار زیاد و قابل توجهی دارد که علاوه بر آنکه این مشکلات حل نشده و حتی راه حلی هم برای آن بدست نیاورده اند، هر روزه بیشتر و بیشتر هم می شود، چرا که دختران جوان که از ازدواج با مردان همگن و هم تعادل خود نومید

کد خبر: ۳۲۵۰
تاریخ انتشار: یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۰

به گزارش حرف لر   بنظر می رسد بزرگترین دلیل روی آوردن دختران به اینگونه ازدواج ها، نبود اشتیاق و تمایل مردان جوان به ازدواج است که خود دلایل بسیار زیاد و قابل توجهی دارد که علاوه بر آنکه این مشکلات حل نشده و حتی راه حلی هم برای آن بدست نیاورده اند، هر روزه بیشتر و بیشتر هم می شود، چرا که دختران جوان که از ازدواج با مردان همگن و هم تعادل خود نومید شده اند اما بدنبال یک زندگی مستقل و سرپناه اختصاصی خودشان هستند دیدگاه شان را به یک مسیر انحرافی و غیرمعقول کشانده و پناهگاه شان را در خانه «پدربزرگ ها» و یا مردانی با سن و سال چند برابری خودشان می بینند بدون تفکر و منطقی و شتابزه به آن تن در می دهند. اگر چه خانواده ها به راحتی نمی توانند آن را بپذیرند و از ته دل راضی نیستند ولی از سر ناچاری این نامیمونی را می پذیرند که تیررس آنها پیران و سالمندان صاحب مال و منال و پول و ثروت است که دختران احساس می کنند و شاید هم با این هدف که چند سالی را در خانه جدید و همسر نه ایده آل زندگی می کنند و روز و روزگاری که شوهر را از دست دادند از ما ترک و یا مزایایی که در طول زندگی دریافت و جمع آوری کرده اند به زندگی مطلوب در تنهایی روزگار بگذرانند. البته این یک روی سکه است ولی روی دیگر سکه دیدنی تر است، ازدواج مجدد دختران با مردانی که دارای همسر و حتی فرزند و فرزندانی هستند ولی از نظر موقعیت اجتماعی و اقتصادی در طبقات بالای اجتماعی هستند که باز هم اندیشه زندگی جدید و مطلوب «البته از نظر مالی» دختران را جذب می کند که بیشترین بحث ما هم، در همین محدوده است. داشتن خانه مستقل و تأمین معیشت و زندگی جداگانه از خانواده اولی مرد، که شاید هم یکی از عوامل فریبنده و جذاب باشد و در میان مدت یا طولانی مدت این نظام هماهنگ را دچار نابسامانی و آشفتگی بنماید. کارشناسان مسایل اجتماعی و آنها که سرشان توی حساب و کتاب و آمارها دست شان است معتقدند، اینگونه ازدواج ها متأسفانه دارد اتفاق می افتد، مثال زنده ای را که یکی از همین کارشناسان تعریف می کرد «البته به عنوان نمونه» در شهر خودمان اتفاق افتاده است ازدواج دختر جوانی با مردی حدود دو برابر سن و سال خودش و دارای زن و فرزند که دختر خانواده فقط سه سال با همسر جدید پدرش اختلاف سن دارد که پیش شرط این ازدواج برای دختری که خواهان و طالب یک خانه مسکونی و درآمد مستقل مناسبی بوده است و شرط اصلی طلاق زن اول از شوهرش، که پس از مدتی چنین اتفاقی هم افتاده است و مشابه آن که اخیرا کم و بیش به آن برمی خوریم اما این پرسش پیش می آید که آیا جداسازی و پاشیدن زندگی خانواده چند ساله دیگران برای چند صباحی زندگی کردن در کدام قالب اخلاقی و اجتماعی و بینش های عقیدتی گنجانیده می شود؟! ضمن آنکه بعضی از همین دختران ازدواج کرده پس از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیده اند سراب زندگی را بجای رود شفاف و پر آب زندگی انتخاب کرده اند و زمانی به این نتیجه رسیده اند که دیگر راهی برای برگشت ندارند چون در بسیاری از موارد زندگی انتخاب شده به گونه ای غیرقابل تحمل شده که به قول معروف ادامه راه را به پیش و پس از فرد گرفته است، که گفته اند زندگی کردن من مردن تدریجی بود آن چه جان کند تنم عمر حسابش کردم اگر چه ممکن است در مواردی هم ازدواج دوم و نامتعارف برای زن و مرد و آن چنان نامطلوب و گزنده هم نباشد ولی زوج جدید به ویژه دختر تازه ازدواج کرده یا وارد شده در زندگی جدید، کاش لختی با خود می اندیشیدند و به نیمه خانواده قبلی خانواده ای که پیکره اش متزلزل شد فکر می کردند زنی پس از چندین سال زندگی، به جدایی و گوشه نشینی با دختر جوانش رانده می شود بدون آنکه خودش خواسته باشد. گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد برگردیم به آغاز مطلب ازدواج مجدد و یا همسرگزینی دوباره در شریعت منع و نهی نشده است مشروط بر آنکه مساوات و عدالت کاملا و بر اساس شرع و عرف مراعات شود که معمولا این چنین نمی شود، مگر به انگشت شمار آن هم از سوی آنان که اعتقادات شان از نظر مذهبی خلل ناپذیر و غیرقابل نفوذ است اما در جوامع امروزی ما دوگونه فرزندی هنوز جای خود را باز نکرده است چه از دو مادر و چه از دو پدر و به همین دلیل است که ازدواج دوباره بدینگونه و مصداقی که گفته شد به زعم بسیاری از مردم جامعه نازیبا جلوه می کند. ازدواج مشابه دیگری که دارد اتفاق می افتد و فقط به آن اشاره شد ولی جای بحث دارد شکار شوهران دست دوم، یعنی آنان که همسرشان را از دست داده یا مطلقه کرده اند. درست است مردانی که به دلایلی تنها شده نیاز به هم صحبت و مونس دارند که زندگیشان را هم بچرخاند اما هرچیز بجای خویش نیکوست. تناسب شرایط سنی که از همه مهمتر است و هم سنگ و هم فکر و هم فرهنگ بودن، در این ازدواج و تجدید زندگی به نوع جدید، را هیچ دیانت و هیچ قوانین اجتماعی منع و نهی نکرده است اما شرایط متناسب دوگانه و هم خوانی آنها با هم – نه با تفاوت بسیار و فاصله دار- نه ورود دختران جوان باز هم با اندیشه خانه و زندگی مستقل و بهره برداری از ثروت و دارایی احتمالی که در قالب زندگی گنجانده نمی شود. که گفته اند: کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز اما دختران و زنان جوانی که با هدف ورود به یک زندگی آماده سازی شده و احیانا ثروتمند و شوهر دست دوم درصدد شکار اینگونه مردان هستند پیش از تصمیم گیری باید به تأمل و بررسی بیشتری بپردازند و این را یقین بدانند که فرزندان همسر اول مرد مورد نظرشان از نظر عاطفی هرگز نخواهند پذیرفت که جانشینی برای مادرشان بر روی زندگی آماده و مهیای حاصل از دسترنج مادر به راحتی و بدون هیچ رنج و زحمتی زندگی کند حتی اگر همسری مهربان و عاطفی و بدون چشمداشت به زندگی و مال و منال باشند اما این توهم در فرزندان به وجود آمده و چه بسا روابط عاطفی و خانوادگی پدر و فرزندان را از هم پاشیده است

مطالب مرتبط:
برچسب ها:  
برای دریافت جدیدترین بسته اخبار روز اینجا کلیک کنید
نام:
ایمیل:
* نظر شمـا:
سرباز صفرداخلی
وبلاگ نویسان استان لرستان