تلکس حرف لر | کانون وبلاگ نویسان:اعتقادتان را چند می فروشید
چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۰     کد خبر : ۳۶۰۳

من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنی می فروختم...


 به گزارش حرف لر | کانون وبلاگ نویسان

حرف لر  به نقل از وبلاگ"فرهنگی حجاب اسلامی"نوشت:      مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 سنت اضافه تر می دهد!

می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنی را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی ...

گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم . پرسیدم بابت چی ؟ گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم!

تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنی می فروختم!!

انتهای پیام/



برگشت به تلكس خبري