تلکس حرف لر | کانون وبلاگ نویسان:جنگ نرم و فتنه 88
شنبه ۱۱ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۲۱     کد خبر : ۳۶۱۴

در واقع در اين روش اخبار مخابره شده يا به چاپ رسيده نوعي ادعا به‌جاي واقعيت را در ذهن مخاطب تداعي مي‌كند و با استفاده از كلماتي نظير «ادعا» منبع خبر سعي مي‌كند اولاً خبر را از دست ندهد و ثانياً صحت و سقم خبر را به‌گردن منبع مدعي آن انداخته و ثالثاً چنانچه خبر مورد تأييد قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصيب خود و درنهايت پيامي كه مدنظرش است را به‌همراه خبر القا كند.


 به گزارش حرف لر | کانون وبلاگ نویسان

به گزارش حرف لر  به نقل از  وبلاگ جنگ نرم نوشت:

 اگر انتخابات رياست‌جمهوري در خرداد 88 را به‌عنوان يك نمونه مطالعاتي جنگ‌نرم دشمن قرار دهيم، به‌سهولت مي‌توانيم پارامتر‌ها، عوامل و مصاديق جنگ نرم را در زواياي مختلف اين انتخابات مشاهده كنيم. اهداف جنگ نرم در انتخابات اگر بپذيريم كه اهداف دشمن درجنگ نرم در چهار موضوع كلي تغيير باور، تغيير افكار، تغيير رفتار و تغيير ساختار يك نظام سياسي خلاصه مي‌شود، بايد امروز كه تقريباً بسياري از زواياي پنهان انتخابات 88 روشن شده است، به اين باور رسيده باشيم كه دشمن در انتخابات رياست‌جمهوري 88، به‌دنبال تحقق اهداف ذكر شده بود br>1ـ تغيير باور يكي از مهم‌ترين شاخصه هاي جنگ نرم، تأثيرگذاري بر باورهاست. باور مجموعه اعتقاداتي است كه فرد براي رسيدن به آن تلاش مي‌كند. طبيعتاً وقتي باور يك فرد براساس آموز‌ه‌هاي اسلامي، ليبراليستي يا سوسياليستي شكل گرفته باشد، همه تلاش او نيز بر آن خواهد بود كه رفتار و عملكرد خود را برهمان اساس تنظيم نمايد. آنچه در انتخابات خرداد 88 در اهداف دشمن بيش از همه اهميت داشت، تغيير باور ملتي بود كه همواره براساس آموز‌ه‌هاي مكتب اسلام با رويكرد تكليف‌مداري درصحنه انتخابات حاضر مي‌شدند. آموزه‌هايي كه خميرمايه آن، انديشه‌هاي ديني و آموزگار آن امام خميني(ره) بود.

اولين گام دشمن در تغيير باور مردم براي انتخابات رياست‌جمهوري از بين بردن انگيزش آنها براي يك مشاركت تكليف‌گرايانه و ايجاد شبهه «عدم سلامت انتخابات» بود.

      

دشمن براي جاانداختن اين شبهه دراذهان مردم، بحث تشكيل «كميته صيانت از آرا» را مطرح كرد و برخي خواص  منحرف كه درجريان انتخابات انحراف آنها براي همگان آشكار گرديد، پرچمدار طرح چنين كميته‌اي شدند. انتشار اخبار مكرر تشكيل جلسات «كميته صيانت از آرا » در رسانه‌هاي خارجي با محوريت راديو امريكا و بي‌بي‌سي و همچنين مصاحبه‌هاي آتشين برخي آقايان همچون كروبي، موسوي و محتشمي‌پور، پازلي از يك سناريو بود كه درخارج از كشور توسط دشمن طراحي شده بود تا باور مردم به برگزاري يك انتخابات سالم دچار خدشه‌گرديده و از اين پس مردم با نگاه تكليف‌گرايانه ديني پاي صندوق‌هاي رأي حاضر نشوند.

كليد تغيير باور مردم نسبت به برگزاري يك انتخابات سالم با شبهه عدم برگزاري انتخابات سالم و ضرورت  تشكيل كميته صيانت از آرا زده‌شد و اين پازل با بحث نظارت انتخابات توسط يك مجموعه ديگر كه مشخصاً از «مجمع تشخيص مصلحت‌نظام» نام برده مي‌شد، تكميل شد. تا آنجا كه شوراي نگهبان متولي اصلي برگزاري انتخابات به‌عنوان يك مجموعه غيرقابل اعتماد از سوي دشمنان دروني و بيروني نظام معرفي گرديد. تغيير افكار درصورتي باور مردم نسبت به يك پديده تغيير خواهد كرد كه همواره فكر و ذهن مردم اين باشد كه چگونه مي‌توانند در مسير تغيير قرار گيرند. تصور كنيد يك مهندس مكانيك در كارخانه‌اي كار مي‌كند و با تبليغات منفي به اين باور رسيده باشد كه فرآيند توسعه و رشد تكنولوژيكي دنياي غرب آنچنان مقهوركننده است كه او درصورت هرگونه ابتكاري توان رقابت را نخواهد داشت.

طبيعي است درچنين شرايطي، نه تنها فكر خويش را براي نوآوري و ابتكار در توليدات جديد متمركز نخواهد كرد، بلكه چه‌بسا اين شخص ابزاري براي تبليغات سوء دشمن و گرفتن انگيزه از ديگران خواهد بود. كسي كه دغدغه ذهني  او به‌جاي پيشرفت كشور، گارد گرفتن درمقابل نوآوري ياحداقل رخوت، سستي و بي‌تفاوتي باشد، هيچ‌گاه منشأ اثر مثبت نخواهد بود. آنچه در انتخابات خرداد 88 در مقوله تغيير افكار توسط دشمن در قالب جنگ نرم رخ داد، اين‌بود كه شهروند ايراني تمام فكر و ذهن خويش را بر اين امر موهوم كه قرار نيست انتخابات سالمي برگزار شود، متمركز كند. 

تغيير رفتار گام سوم پس از تغيير باور و تغيير افكار است. رفتار يعني بروز عيني چيزي كه انتظار آن را داشتيم.  يعني عملكرد آشكار فرد در محيط‌هاي طراحي و پيش‌بيني شده مهندسي كه در يك كارخانه به ‌باور رقابت با دنياي صنعت رسيده باشد و مكرر در فكر و ذهن خويش راه‌هاي رسيدن به قله پيشرفت و تلاش را طراحي و مرور كند و اين فكر را تبديل به دغدغه ذهني خويش نمايد، طبيعي است براي رسيدن به اين مطالبه دروني حداكثر تلاش را خواهد كرد تا با توليد محصول، ايده‌آل‌ها، آمال و آرزوهاي خود را محقق نمايد. در انتخابات 88 فاجعه رفتاري از آنجا آغاز شد كه دشمنان پس از تلاش براي تغيير باور و افكار مردم، به‌دنبال بروز رفتاري از مردم بودند كه بتوانند مسير را براي آينده خويش هموار كنند.

      

اينكه وقتي گروهي با دستكاري باورهاي مردم و دروغ‌پردازي «عدم سلامت انتخابات»، فكر و ذهن بخشي از جامعه را به انحراف سوق دهند، آيا ريختن آنها به خيابان‌ها پس از اعلام نتيجه انتخابات، چندان دور از انتظار است. آن رفتاري كه در انتخابات 88 رخ داد را بايد محصول پيگيري دو تغييري دانست كه پيش از آن كليد خورده بود. بروز رفتارهاي ناهنجار و خشونت‌آميزي همچون ريختن به خيابان‌ها و آتش زدن اماكن عمومي، سطل‌هاي زباله و تعرض به حريم خصوصي و عمومي مردم و سلب آسايش مردم و به‌مخاطره انداختن امنيت جامعه و آشكارا برضد نظام مستقر اسلامي، قدعلم كردن كه توسط سران فتنه و عوامل پياده نظام آنها دنبال مي‌شد را بايد در راستاي برنامه‌ريزي دشمنان براي تغيير رفتار مردم و بروز رفتارهاي موردانتظار آنها دانست.

تغيير ساختار قطعاً مهم‌ترين هدف درجنگ نرم دشمن تغيير ساختار نظام سياسي است. دشمن تمام هزينه‌هاي  يك جنگ نرم را مي‌پردازد تا بتواند ميوه مورد دلخواه خود را درتغيير ساختار نظام سياسي برداشت كند. بنابراين آخرين گامي كه دشمن درجنگ نرم دنبال مي‌كند تغيير ساختار سياسي يك واحد سياسي است. همواره يكي از آرزوهاي ديرينه امريكايي‌ها در ايران، تغيير ساختار سياسي جمهوري اسلامي بوده است و اگر درمقاطعي از تاريخ انقلاب اسلامي بحث تغيير رفتار جمهوري اسلامي توسط دشمنان مطرح مي‌شده است، درفاصله اندكي شاهد بوديم كه آنها مطلوب نهايي خويش كه همانا تغيير ساختار سياسي در ايران بوده است را مطرح مي‌كردند. وقتي «گري سيك» مشاور امنيت ملي امريكا در اوج اقتدار دوم خردادي‌ها و طرح مباحثي همچون تسامح و تساهل توسط دولت وقت ايران، سخن از تغيير ساختار سياسي ايران مي‌راند و كانون توجه خود را به‌سمت رهبري نظام جمهوري اسلامي سوق مي‌دهد و به‌صراحت مي‌گويد: «ما بايد ششلول‌هاي خود را به سمت رهبري نشانه برويم كه اراده ما را در صحراي طبس دفن كرد» و اميدوارانه از شرايط حاضر سخن مي‌گويد و اقدامات انجام شده را مقدمه‌اي براي تغيير  حكومت و ساختار سياسي ايران مي‌داند، بايد بپذيريم كه تغيير ساختار مهم‌ترين گام و هدف درجنگ نرم دشمن به حساب مي‌آيد. دشمنان داخلي و بيروني نظام در انتخابات سال گذشته، تمام برنامه‌هاي خود را براي پيگيري و عملياتي نمودن سه‌گام تغيير باور، افكار و رفتار انجام دادند كه درنهايت به تغيير ساختار سياسي جمهوري اسلامي ختم شود و به تعبير آنها پايان انقلاب اسلامي را جشن بگيرند كه با درايت و تيزبيني رهبر معظم انقلاب درعدم تمكين به خواسته‌هاي غيرقانوني و نامشروع سران فتنه و عناصر آنها، اميد دشمن نااميد شد و عملاً دشمن در  پيگيري هدف‌ غايي خود كه همانا تغيير ساختار سياسي جمهوري اسلامي بود، شكست خورد.

      

مصاديق جنگ نرم دشمن در انتخابات 88 دشمن درجنگ نرم از شيوه‌ها و تاكتيك‌هاي متفاوت استفاده مي‌كند  كه قطعاً دراين نوشتار پرداختن به همه اين شيوه‌ها و تاكتيك‌ها و به تعبير ديگر مصاديق امكان‌پذير نيست. از اين‌رو تنها به برخي از اين مصاديق كه موجب تحميل هزينه‌هايي به نظام در انتخابات رياست‌جمهوري گرديد، اشاره مي‌شود: دروغ بزرگ دروغ بزرگ قديمي‌ترين و پردامنه‌ترين تاكتيكي است كه تاكنون درجنگ نرم مورد استفاده قرار گرفته است.

اين تاكتيك عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار مي‌گيرد. بدين‌معني كه پيامي را كه به‌هيچ‌وجه واقعيت ندارد، بيان مي‌كنند و مرتب بر «طبل تكرار» آن مي‌كوبند تا ذهن مخاطب آن را جذب كند. در انتخابات رياست‌جمهوري، پروژه «تقلب» بزرگ‌ترين دروغي بود كه گفته شد. آن‌هم تقلبي با 111ميليون رأي كه حتي پذيرش  آن براي بسياري از نزديكان موسوي و كروبي مشكل بود. اما چه شد كه در انتخابات، اين دروغ بزرگ جا افتاد و طرفداران موسوي را به كف خيابان‌ها كشاند و آن فاجعه بزرگ را رقم زد. به‌نظر مي‌رسد طراحي اين دروغ بزرگ توسط رسانه‌ها و اتاق‌هاي فكر خارج از كشور صورت گرفته بود و سران و عوامل فتنه در داخل نيز اين تاكتيك را نسخه نجات‌بخش خود و ابزاري براي وادار كردن نظام درمقابل خواسته‌هاي غيرقانوني و نامشروع آنها مي‌دانستند.

از اين دروغ‌هاي بزرگ به كرات در انتخابات سال‌گذشته شاهد بوديم. 72 تن‌سازي از كشته‌هاي دروغين حوادث  پس از انتخابات و نظام را متهم به تجاوز جنسي و... كردن از دروغ‌هاي بزرگي بود كه در انتخابات سال گذشته شاهد آن بوديم. يكي از دروغ‌هاي بزرگ مضحك زمان تبليغات انتخابات، شايعه خروج شمش طلا از مرز تركيه به ارزش 18ميليارد دلار بود. اين دروغ به‌قدري بزرگ بود كه برخي آن را باور كردند درحالي‌كه ميزان درآمد ساليانه كشور كمتر از 90ميليارد دلار بود و اين حجم مالي يعني چيزي حدود 20درصد درآمدكل كشور.

كلي‌گويي محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه‌هاي غربي مصادره و درجامعه منتشر مي‌شود،  مورد كنكاش قرار نمي‌گيرد. توليدات رسانه‌هاي غربي در حوزه‌هاي سياست، فرهنگ و اقتصاد مملو از مفاهيم كلي در اين حوزه‌ها مي‌باشد. دموكراسي، حقوق‌بشر، آزادي و... مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، باهدف اقناع مخاطبان در زمينه‌اي مشخص به‌كار گرفته مي‌شوند. درواقع كلي‌گويي عبارت است از ايجاد ارتباط نظري و عملي خاص با مفهومي ويژه تا مخاطب بدون بررسي دلايل، شواهد و قرائن، آن نظر و عمل را بپذيرد. تاكتيك كلي‌گويي، تاكتيكي است كه سعي مي‌شود ذهن مخاطب متوجه حواشي و شاخ و برگ يا جزئيات نشده و در رابطه با هسته مركزي پيام، حساسيت از خود نشان ندهد و آن‌ را بدون بررسي و كنكاش بپذيرد.

      

به همين دليل برخي اين تاكتيك را «بي‌حس‌سازي مغزي» نيز مي‌نامند. در انتخابات سال گذشته شاهد بوديم  كروبي و موسوي مكرر اين بحث را مطرح مي‌كردند كه «روند انتخابات ناسالم بوده است» و در ذكر مصاديق آن تنها به كلياتي بسنده مي‌كردند. حتي نمايندگان آنها درجلسه با برخي مسئولان طراز اول كشور نيز همين شيوه را اتخاذ كردند و از ذكر جزئيات ادعايي خود پرهيز داشتند. شايعه‌سازي شايعه انتقال شفاهي پيامي است كه براي برانگيختن باور مخاطبان و همچنين تأثير در روحيه آنها ايجاد مي‌شود. مطالب كلي شايعه بايد حول محورهاي اساسي و مهمي باشد كه مخاطب نسبت به آنها حساسيت بالايي دارد. هرشايعه دربرگيرنده بخش قابل توجهي از واقعيت مي‌تواند باشد. يعني همان به‌كارگيري از تاكتيك تسطيح در شايعه‌سازي. ولي ضريب نفوذ آن بستگي به درجه ابهام و اهميت موضوع دارد. درواقع هرچقدر شايعه پيرامون مسائل «مبهم» و «مهم» باشد به همان مقدار ضريب نفوذ آن افزايش مي‌يابد. باتوجه به موضوع و جامعه هدف، شايعات گوناگوني توليد مي‌شوند كه عبارتند از شايعات تفرقه‌افكن، هراس‌آور، آتشين، خزنده، اميدبخش و دلفيني يا غواصي كه به تناسب زمان‌هاي خاص توليد و بعد از تأثيرگذاري خود براي مدتي خاموش و دوباره با ايجاد زمينه‌هاي ذهني لازم درجامعه ايجاد مي‌شود.

در بحث شايعه‌سازي از سه شيوه تسطيح، همانندسازي و برجسته‌سازي استفاده مي‌شود. در انتخابات  سال گذشته در اشكال مختلف اخباري درسطح جامعه منتشر مي‌شد كه جنبه شايعه داشت. بزرگترين شايعه، اعلام پيروزي موسوي در انتخابات رياست‌جمهوري بود كه جرقه يك تنش و ناهنجاري اجتماعي را زد و مبنايي براي اقدامات ساختارشكنانه درنظام گرديد. شايعه تجاوز جنسي توسط كروبي و كشتارهاي غيرواقعي را مي‌توان از جمله شايعات بزرگي دانست كه به‌عنوان شيوه‌هاي جنگ نرم در انتخابات رياست‌جمهوري پيگيري مي‌شد. تصديق اشخاص معروف تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور جامعه است بگويد فكر، برنامه، محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. حمايت اشخاص معروف (سياستمداران، هنرمندان، ورزشكاران، دانشمندان و...) و گروه‌هاي فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي از فردي يا جرياني تصديق ناميده مي‌شود.

      

تلاش جريان فتنه درحوادث پس از انتخابات و رايزني برخي عناصر اين جريان براي همراهي برخي مراجع تقليد كه مورد وثوق و احترام جامعه هستند درحمايت از اين جريان يا حمايت برخي عناصر سياسي شاخص از اين جريان، مصداق بارز بهره‌گيري از اين تاكتيك در انتخابات سال گذشته بود. انتقال حرمت‌ها انتقال حرمت يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول‌تر كردن آن موردي كه تلاش مي‌شود حرمت به‌عنوان ابزار دراختيار آن قرار گيرد. استفاده از برخي نمادهاي مذهبي و ملي يا انتساب به اشخاص و جريان‌هايي كه مورد احترام توده‌هاي عمومي مردم هستند، از جمله تاكتيك‌هاي انتقال ناميده مي‌شود. در اين تاكتيك از ابزارهاي گوناگون سمعي و بصري استفاده مي‌شود.

نماد سبز از جمله حرمت‌هايي بود كه در انتخابات سال (88) توسط كسي كه خويش را منتسب به خاندان اهل  بيت(ع) مي‌دانست، استفاده شد. موسوي با بهره‌گيري از اين تاكتيك تلاش داشت موجي را براي حمايت ملت ايران از خويش فراهم كند و باتوجه به اينكه پيشتر اين شيوه در انتخابات خرداد 76 توسط خاتمي استفاده شده بود، او نيز اميدداشت با سوء‌استفاده از احساسات پاك و ديني مردم از اين شيوه براي پيروزي خود بهره بگيرد. شخصيت‌سازي و ترور شخصيت از ديگر روش‌هاي جنگ نرم مي‌توان به شخصيت‌سازي‌هاي كاذب و درنقطه مقابل آن ترور برخي شخصيت‌هاي موجه اشاره كرد. دشمنان مي‌كوشند تا رقيباني از درون همان جامعه براي شخصيت‌هاي اصلي و رهبران جامعه ايجاد كنند. در اين كار با گزينش كساني كه برخي قابليت‌ها را در اختيار دارند، با روش جايگزين‌سازي مي‌كوشند تا جابه‌جايي در سطوح رهبري و مديران عالي نظام‌هاي سياسي را فراهم آورند و با كم هزينه‌ترين روش، بيشترين سود را ببرند. در داستان حضرت موسي(ع) فرعون كوشيد تا نخست با ساحران و سپس با بلعم باعورا كه فردي عابد بود به اهداف خود برسد و جايگزيني براي آن حضرت بسازد.

شخصيت‌سازي‌هايي كه امروز در قالب دادن جايزه صلح جهاني به برخي افراد همچون شيرين عبادي صورت مي‌گيرد  را بايد درهمين راستا ارزيابي كرد. موسوي مصداق بارز اين شخصيت‌سازي‌ها بود كه رسانه‌هاي خارجي هرروز با انجام مصاحبه‌هاي آنچناني به‌دنبال آن بودند تا موسوي فراموش شده را بار ديگر با سپهر سياست آشنا كنند و اقدامات خود را پس از شكست اصلاح‌طلبان، در ايران پيگيري نمايند. در كنار اين شخصيت‌سازي‌ها، ترور شخصيت نيز انجام مي‌شود كه در تاريخ انقلاب مصاديق زيادي از آن را سراغ داريم.

      

تخريب چهره علماي بزرگ همچون آيت‌الله مصباح‌يزدي از مصاديق بارز آن است كه توسط مجريان دوم خرداد دنبال  مي‌شود. تكرار زمان‌بندي شده براي زنده نگه‌داشتن اثر يك پيام، دشمنان با تكرار زمان‌بندي شده پيام سعي دارند اين موضوع را تازماني كه موردنياز است زنده نگه دارند. در اين روش دشمن با تكرار پيام، سعي در القاي مقصودي معين و جاانداختن پيامي در ذهن مخاطب دارد. تكرار مثل ضربه‌هاي پياپي چكش است كه سرانجام ميخ را به‌درون تخته مي‌كوبد. بنابراين فرستنده پيام اميدوار است كه اين شكلي از ضربه‌زدن مداوم، باعث دريافت نكات پيام ‌شود. دروغ بزرگ تقلب در انتخابات ازجمله آن مواردي بود كه به كرات توسط موسوي و سران فتنه تكرار گرديد .

ارائه پيشگويي‌هاي فاجعه‌آميز در اين تاكتيك با استفاده از آمارهاي ساختگي و ساير شيوه‌هاي جنگ نرم از جمله كلي‌گويي، پاره حقيقت‌گويي، اهريمن‌سازي و... به ارائه پيشگويي‌هاي مصيبت‌بار مي‌پردازند كه بتوانند حساسيت مخاطب را نسبت به آن افزايش داده و براساس ميل و هدف خويش افكار وي را هدايت نمايند. ارائه اخبار و آمارهاي آلوده به دروغ از وضعيت سياسي، اقتصادي كشور و فاجعه‌آميز بودن آينده كشور در صورت تداوم وضع موجود، ذيل اين تاكتيك تعريف مي‌شود.

شعار «تغيير» كروبي و توسل او به آمارهاي دروغ در انتخابات و همچنين مصاحبه با رسانه‌ها در ساعت يازده  شب انتخابات توسط موسوي و اعلام پيروزي خود آن‌هم بلافاصله پس از اتمام رأي‌گيري از جمله پيشگويي‌هاي فاجعه‌آميزي بود كه در قالب سناريوي دشمن در انتخابات سال گذشته دنبال شد. استفاده از جاذبه‌هاي جنسي استفاده از نمادهاي اروپتكال از تاكتيك‌هاي مهم مورد استفاده رسانه‌هاي غربي و برخي رسانه‌ها در سال‌هاي  اخير مي‌باشد؛ به‌طوري كه درشرايط فعلي «مانكن‌ها» از جمله افراد پردرآمد در غرب محسوب مي‌شوند كه در تبليغات و آگهي‌هاي تجاري از آن‌ها بهره جسته مي‌شود. استفاده از زنان و دختران با ظاهري اروپتكال در تبليغات انتخاباتي موسوي و كروبي در انتخابات سال گذشته آن هم با موهاي مش كرده، ناخن‌هاي لاك‌زده سبز و زرد و تغيير چهره به‌همان رنگ و پوشيدن لباس‌هاي تنگ و چسبان از جمله مصاديق اين تاكتيك تلقي مي‌شود كه ضمن جذب مخاطب، تلاش مي‌شد بااين شيوه براي ارتقاي سطح اثرگذاري پيام اقدام شود. ادعا به‌جاي واقعيت رسانه‌هاي خبري براي دستيابي به اهداف موردنظر خود گاهي ادعاهايي عليه افراد، گروه‌هاي مختلف و رقيب مطرح مي‌كنند و آنان را مجبور به پاسخگويي مي‌نمايند.

      

در واقع در اين روش اخبار مخابره شده يا به چاپ رسيده نوعي ادعا به‌جاي واقعيت را در ذهن مخاطب تداعي مي‌كند و با استفاده از كلماتي نظير «ادعا» منبع خبر سعي مي‌كند اولاً خبر را از دست ندهد و ثانياً صحت و سقم خبر را به‌گردن منبع مدعي آن انداخته و ثالثاً چنانچه خبر مورد تأييد قرار گرفت، اعتبار پخش آن را نصيب خود و درنهايت پيامي كه مدنظرش است را به‌همراه خبر القا كند.

درشايعه منبع خبر را نمي‌گويند اما در خبرهايي ادعايي، عمداً منبع خبر را ذكر مي‌كنند، ولي منبعي كه بي‌اعتبار  است و بارها مورد تكذيب قرار گرفته است. اين شيوه درحقيقت مانند يك برگ دوطرف برنده است. استفاده‌كنندگان از آن، چه ادعا را رد و چه آن‌را تأييد نمايند، درهر دوصورت، پاسخ خود را گرفته‌اند. در جريان انتخابات سال گذشته پس از هر درگيري خياباني و برخورد نه‌چندان شديد نيروهاي امنيتي ـ انتظامي با اغتشاشاگران، ادعاهايي دال بركشته شدن تعداد زيادي به‌همراه اسم‌هاي دروغين از سوي برخي رسانه‌هاي غربي و همسو با آنها در داخل منتشر مي‌شد.

زماني كه مسئولان امنيتي و خبري كشور اين خبر را تكذيب مي‌كردند جريان فتنه به اين تصميم مي‌رسيد كه اين شيوه تأثير رواني خود را گذاشته است. چراكه اين ادعا توانسته است شيرازه روحي بخش‌هاي دخيل درنظام را به‌هم بريزد. لذا در انتخابات شاهد بوديم هر روز ادعايي جديد از سوي جريان فتنه رخ مي‌نماياند و يك نوع به‌هم‌ريختگي را در اتخاذ مواضع دربخش تصميم‌گير نظام پديد.

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------



برگشت به تلكس خبري